شش سال پیش در چنین روزهایی ...
جمعه 29 سپتامبر سال 2000 در تاریخ شرکت اینتل یک روز مهم محسوب میشود. این شرکت در چنین روزی خبر لغو پروژه تولید پردازندهای به نام Timna را منتشر کرد. Timna پردازندهای منحصربهفرد بود که اینتل آن را در سال 1999 معرفی کرده بود و پس از چندین بار تأخیر وعدهداده بود که آن را اوایل سال 2001 عرضه خواهد کرد. این پردازنده دارای یک تراشه گرافیکی و کنترل حافظه مجتمع بود و اینتل اعلام کرده بود که آن را به منظور استفاده در پیسیهای ارزانقیمت تولید خواهد کرد، اما کاهش قیمت سیستمها و انعطافپذیری بیشتر سیستمهای مجهز به تراشههای گرافیکی مجزا، سرانجام اینتل را بر آن داشت تا از تولید Timna صرفنظر کند. البته مرگ Timna به معنای پایان ماجرای تولید چنین پردازندههایی نبود.
AMD در نمای نزدیک
خریداری شدن شرکت ATi به وسیله AMD یکی از مهمترین وقایع دنیای پردازندههای مرکزی و گرافیکی ماههای اخیر است. AMD با یک استراتژی حساب شده توانسته است تحولات مهمی را در حوزه پردازندههای مرکزی به وجود آورد. در عین حال وجود چند نقطه ضعف اساسی مانع از رشد بیشتر این شرکت بوده است: نقاط ضعفی که به نظر میرسد با خریدن ATi برطرف خواهند شد. فقدان چیپستهایی کارآمد که توسط خود AMD طراحی و تولید شده باشند، یکی از مهمترین معضلات این شرکت محسوب میشود.
اکنون اما AMD شرکتی را خریداری کرده است که یکی از بزرگترین سازندگان چیپست برای سکوهای مختلف مبتنی بر پردازندههای این شرکت و همچنین اینتل است. به این ترتیب AMD اکنون میتواند علاوه بر رفع این مشکل، کنترل بهتری بر بازار سیستمهای مبتنی بر پردازندههای خود داشته باشد. ضعف در حوزه پردازندههای گرافیکی موبایل، مشکل دیگری است که با استفاده از تواناییهای ATi در این حوزه برطرف خواهد شد. مجموع این تحولات در نهایت به معنای افزایش تواناییهای AMD در گسترش بیشتر پردازندههای این شرکت و امکان تولید سیستمهایی انعطافپذیرتر خواهد بود. البته این موارد تنها اثرات کوتاهمدت به تملک درآوردن ATi محسوب میشوند.
 |
شکل 1 |
AMD در نمای دور
آنچه بیش از هر چیز دیگری خرید بزرگ AMD را مهم و شایان توجه میکند، تغییر و تحولاتی است که در درازمدت در محصولات این شرکت به وجود خواهد آمد.
AMD همزمان با انتشار خبر رسمی خریدن ATi اعلام کرده است که از سال 2008 با یکپارچه ساختن پردازندههای مرکزی و گرافیکی پلتفرمهای ویژهای را برای کاربردهای عمومی، رسانهمحور، دادهمحور و گرافیکمحور عرضه خواهد کرد. (شکل 1)
به این ترتیب اقدام اخیر AMD را باید گام بزرگ دیگری در زمینه طراحی و توسعه سیستمهایی با المانهای پردازشی یکپارچه و مجتمع دانست. برایناساس میتوان حرکت به چنین سمتی و سویی را با استفاده از سه فرضیه محتمل مورد بررسی قرار داد:
1 - تعبیه GPU روی سوکت CPU
2- طراحی پردازندههای مرکزی مجهز به GPU داخلی
3 - طراحی پردازندههای مرکزی با هستههایی که دارای عملکرد GPU نیز باشند.
آنچه درباره نخستین احتمالِ مطرح شده میتوان گفت آن است که باز بودن استاندارد ارتباطی Hypertrasport و امکان استفاده از استاندارد CHT راه را برای تعبیه GPU روی سوکتهای پردازنده مرکزی هموار میسازد (برای توضیح بیشتر در اینباره، میتوانید به مقاله <چشمانداز پیشرفت پردازندهها> در شماره 67 ماهنامه شبکه مراجعه نمایید). البته بدیهی است چنین قابلیتی بهمثابه یکپارچگی پردازندههای مرکزی و گرافیکی محسوب نمیشود، اما میتوان آن را تا رسیدن به یکپارچگی پردازندهها روش بینابینی نامید.
دومین گزینه احتمالی طراحی پردازندههایی است که علاوه بر هستههای چندمنظوره، دارای هسته (های) اختصاصی برای پردازشهای گرافیکی هستند. در این مورد میتوان پیکربندیهای مختلفی را برای چنین پردازندههایی تصور کرد: پردازندهای با دو هسته چندمنظوره و یک هسته پردازش گرافیکی (GPU)، پردازندههایی با دو هسته چندمنظوره و دو هسته پردازش گرافیکی و ... .
سومین احتمال قابل طرح، در مورد پردازندههای آینده AMD، تولید پردازندهها با هستههایی است که علاوه بر عملکردهای معمول برای پردازشهای گرافیکی، بهینه یا دستخوش تغییر شدهاند. باید در نظر داشت که شاید هیچ چیز نتواند جای یک واحد پردازش گرافیکی اختصاص را برای انجامدادن چنین محاسباتی بگیرد، اما به هر حال شباهتهای ساختاری پردازندههای مرکزی و گرافیکی طراحی هستههای Hybrid را امکانپذیر میسازد. به علاوه، روی آوردن سازندگان پردازندههای مرکزی به تولید پردازندههای چندهستهای میتواند کاستیهای این پردازندهها در زمینه رایانش گرافیکی را جبران کند.
فرضیه چهارم
اینکه AMD در آینده از چه روشی برای تولید پردازندههای مرکزی و گرافیکی مجتمع استفاده خواهد کرد، قابل پیشبینی نیست. برایناساس قطعاً روشهای دیگری برای قدرتمندتر کردن پردازندهها وجود دارد که با توجه به اطلاعات کنونی، شناخت کمی از آنها وجود دارد، اما به هر حال نمیتوان وجود فرضیههای دیگری بر مبنای آنها را نادیده گرفت. در عین حال طبیعی است که به کارگیری هر یک از روشهای مفروض، مزایا و معایب خاصی را خواهد داشت، اما در این میان یک پرسش مهم وجود خواهد داشت؛ آیا AMD نخستین شرکتی خواهد بود که به گسترش و فراگیر شدن استفاده از سیستمهای مجهز به واحدهای پردازشی یکپارچه در حوزه کامپیوترها کمک خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش با توجه به اطلاعات کنونی امکانپذیر نیست.
در حال حاضر گفتههای غیررسمی حکایت از این دارند که اینتل نیز از مدتها قبل تلاشهای خود را برای عرضه چنین پردازندههایی آغاز کرده است. گرچه با توجه به تجربیات کنونی اینتل در ساخت تراشههای گرافیکی مجتمع و بهرغم وجود ضعف و نقصانهای فعلی در زمینه طراحی این تراشهها، بعید به نظر میرسد که این شرکت برای افزایش قدرت تراشههای گرافیکی خود دست به اقدامی مشابه AMD بزند (مثلاً خرید شرکت Nvidia)، اما به هر حال شایعات زیادی در مورد تلاشهای غول تراشهسازی در این حوزه شنیده میشود. با این همه، این ابهامات خللی به اصل قضیه وارد نمیکنند؛ ساخت تراشههای یکپارچه فقط دیر یا زود دارد!